🌎 احمد جواد 

🔻شاعر آزربایجانی که یکی از مشهورترین آثار وی سرود ملی آزربایجان است. این سرود ملی در دوران جمهوری دمکراتیک آزربایجان در سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ سرود رسمی جمهوری بود. این سرود بعد از استقلال دوباره جمهوری آزربایجان در سال ۱۹۹۱ مجدداً به عنوان سرود ملی انتخاب شد.

🔻شعر معروف دیگر این شاعر شعری به نام چیرپنیردی قارا دنیز نام دارد که در سال ۱۹۱۴ در شهر گنجه در مورد جنگ‌های امپراتوری عثمانی با دول متفق نوشته شده.

زندگی‌نامه
احمد جواد آخوندزاده ۵ مه سال ۱۸۹۲، در روستای «صیف‌علی» شهرستان شمکور در امپراتوری روسیه چشم به جهان گشود. او در مدرسه آموزش دیده و بز زبان‌های تورکی استانبولی، فارسی و عربی تسلط پیدا کرد و ادبیات شرقی را به خوبی فراگرفت. بعد از اتمام مدرسه علوم دینی در گنجه در سال ۱۹۱۲، به عنوان آموزگار شروع به کار و در فعالیت‌های ادبی و اجتماعی- سیاسی شهر مشارکت فعالی کرد.

🔻احمد جواد در جریان جنگ‌های بالکان، در جمع «یگان داوطلبان قفقازی» از طرف تورکیه جنگید. به عنوان عضو یک بنیاد خیریه به یتیم‌ها و آوارگان جنگی در قارص، ارزروم و سایر شهرها یاری رساند.

🔻مجموعه اشعار احمد جواد به نام «قوشما»، و همچنین شعر «دالغای» وی به ترتیب در سال‌های ۱۹۱۶ و ۱۹۱۹ به چاپ رسیدند.

🔻احمد جواد در نتیجه آشنایی‌اش با محمدامین رسول‌زاده به یک شاعر آزادی‌طلب تبدیل شد. او با توصیه رسول‌زاده عضو حزب مساوات گردید. شعرسرایی احمد جواد در دور جمهوری دمکراتیک آزربایجان به اوج و کمال رسید. او با سرودن شعر «آزربایجان، آزربایجان!» از تصویب اعلامیه استقلال جمهوری دمکراتیک آزربایجان استقبال کرد. شاعر در شعری به نام «برای پرچم آزربایجان» از پرچم سه رنگ این کشور تمجید به عمل آورد. پس از اعلام استقلال جمهوری یادشده، احمد جواد به شغل تدریس ادامه داد و به نصیب بیگ یوسف بیگلی، از وزرای دولت، در امور آگاهی‌بخشی در حوزه فرهنگی کمک کرد. او در تأسیس دانشگاه دولتی آزربایجان نیز نقش بسزایی از خود نشان داد.

🔻احمد جواد با سرودن شعری موسوم به «سرباز» به ستایش از ارتش تورکیه که در سال ۱۹۱۸ مردم آزربایجان را از کشتارهای نیروهای قوم‌گرایان ارمنی و بلشویک‌ها نجات داد، پرداخت.

🔻در پی سقوط جمهوری دمکراتیک به دست بلشویک‌ها و استقرار نظام شوروی بر آزربایجان، احمد جواد دوباره به فعالیت آموزشی روی آورد. در سال ۱۹۲۰، بود که او به عنوان مدیر و آموزگار زبان‌های تورکی آزربایجانی و روسی در یکی از مدارس شهرستان قوسار مشغول به کار شد. بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲، ریاست شعبه آموزش عمومی در قوبا را به عهده گرفت. از سال ۱۹۲۲ الی ۱۹۲۷، همزمان با اینکه در رشته‌های تاریخ و ادبیات دانشگاه تربیت مدرس آزربایجان به تحصیلات خود استمرار بخشید، به تدریس در مدرسه فنی به نام «نریمان نریمانوف» نیز پرداخت.

🔻احمد جواد در سال ۱۹۲۴ به دبیری کل اتحادیه نویسندگان آزربایجان شوروی رسید، که تا سال ۱۹۲۶ در این سمت ابقاء گردید. اما در سال ۱۹۲۵، به دلیل شعری موسوم به «گویگول» بازداشت شد.

🔻در سال ۱۹۳۰، به شهر گنجه منتقل شد. از سال ۱۹۳۰ الی ۱۹۳۳، به عنوان مدرس، دانشیار و بعد رئیس کرسی زبان‌های تورکی آزربایجانی و روسی دانشگاه کشاورزی گنجه مشغول به کار شد. سال ۱۹۳۳ عنوان استاد دریافت نمود. متعاقب آن به تصدی بخش ادبیات تئاتر درام گنجه گماشته شد.

🔻در سال ۱۹۳۴، مجدداً راه‌سپار باکو و در انتشارات «آذرنشر» به عنوان ویراستار و مترجم استخدام شد. در طی سال‌های ۱۹۳۵ الی ۱۹۳۶، مسئولیت قسمت فیلم‌های مستند در «آذرفیلم» را عهده‌دار بود. در مارس ۱۹۳۷، در پاس ترجمه قصیده حماسی پلنگینه‌پوش شوتا روستاولی به تورکی آزربایجانی از احمد جواد با اعطاء جایزه تقدیر به عمل آمد. از جمله آثاری که این شاعر به تورکی آزربایجانی برگرداند، می‌تواند به سوارکار برنزی الکساندر پوشکین، «کودکی» ماکسیم گورکی، نثرهای ایوان تورگنیف اشاره نمود. آثار نویسنده‌های اروپایی نظیر؛ اتلوی ویلیام شکسپیر، گارگانتوا و پانتاگروئل فرانسوا رابله، «گرسنگی» «ک. گامسون» نیز در جمع ترجمه‌های احمد جواد به چشم می‌خوردند.

🔻بازداشت و اعدام
او در سال ۱۹۳۷ توسط شوروی بازداشت و ۱۳ اکتبر همان سال با اتهام جعلی و سیاسی همچون تلاش برای القاء و تزریق اندیشه‌ها و روحیه قوم‌گرایانه و استقلال‌طلبانه مساوات به شعرای جوان آزربایجانی اعدام گردید. خانم «شکریه»، همسر احمد جواد، نیز مانند کلیه همسران روشنفکران اعدام شده آزربایجانی، پس از اعدام شوهرش دستگیر شد و یک بار در زندان معروف به «زندان داخلی» مورد بازجویی قرار گرفت. مقامات شوروی پس از روند تکمیل پرونده ساختگی خانم شکریه را از بچه‌هایش جدا و با صدور حکمی خودش را به ۸ سال تبعید به یک اردوگاه کار در سیبری محکوم کردند. مثل تمام همسران روشنفکران اعدامی آزربایجانی هرگز جزئیات و دلایل مرتبط با اعدام احمد جواد ارائه نشد