باخشی

قام، باخشی، اوزان، عاشیق (تاریخچه هنر عاشیقی به قدمت عمر ترکان )

دکتر توحید ملک زاده

صنعت عاشقی یکی از قدیمی ترین هنرهای جهانی بوده که بی تردید عمر آن با عمر عنصر ترک برابری می کند. به عبارت دیگر در طی صفحات تاریخ هر کجا اثری از ترکان دیده می شود ردی از هنر عاشقی نیز دیده می شود.

در آثار پروتوتورکها نظیر ایلامی ها و دیگران ( پنج هزار سال قبل) مجسمه هایی از خنیاگران ساز بر سینه بدست آمده که اجداد عاشیق های امروزین بودند.

قام¬ها اولین طبقه اجتماعی شناخته شده در میان ترکان بودند که عملکردی همچون عاشیقهای امروزین داشتند وعلاوه بر هدایت مراسمات دینی اموری از قبیل طبابت و ریش سفیدی را نیز انجام می دادند. واژه قام در میان ترکان اویغور بعد از اسلام تنها به معنای جادوگر و سحرباز استفاده می شد و خبری از انجام امور مذهبی وجود ندارد.

باخشی ها یا باقسی ها نیز اجداد عاشیقهای امروزین آذبایجان بودند که وظیفه شان همان وظایف قام ها بوده و در میان ترکمنها و ترکان آذربایجان ایفای نقش می کردند. ترکان قدیم از همان اوان زندگی به صورت جامعه متمرکز اسامی خود را به شکل اسامی جغرافیای ( توپونیم)، ائتنونیم ( طایفه و ملت) ، هیدرونیم ( اسامی دریاها و رودها) اورونیم ( اسامی کوهها) به یادگار می گذاشتند که خوشبختانه در جای جای مناطق ترک نشین از جمله آذربایجان در اسامی روستاها متجلی است مانند روستای باخشی کندی در سلماس و یا مسجد حاجی باخشی در باکو. باخشی یا بخشی از اسامی رایج مناطق قره داغ آذربایجان و آذربایجان آنسوی ارس نیز می باشد. امروزه ترکان تورکمن نیز نوازندگان خود را باخشی می نامند که از اعتبار زیادی در میان مردم برخوردارند.

به تدریج همزمان با کلمه باخشی، واژه اوزان نیز به این هنرمندان اطلاق شد که از ریشه اوزoz\uz می باشد به معنی هنرمند و استاد. از این کلمه امروزه کلمه اوزمان به یادگار مانده است. کلمه اوزان در روستای اوزان کندی اورمیه به یادگار مانده است. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سنن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. نقش این طبقه اجتماعی در کتاب دده قورقود به شکل واضحی دیده می شود: دده قورقود پیری است دانشمند که در تمام خیر و شر ترکان اوغوز حضور دارد و در عین حال قوپوزنوازی است که از غیب می داند. دده‌قورقود آیینه تمام‌نمای فرهنگ ترکان اوغوز است. در این‌باره می‌توان به روابط میان زن و شوهر، پسر و مادر و زن و نامزدش و نیز چگونگی نامگذاری میان آن‌ها به موارد زیر از خود متن دده‌قورقود اشاره کرد.

با عجین شدن تصوف و عشق علوی با صنعت اوزان خصوصا در دوره آق قویونلوها و صفویان به تدریج کلمه عاشیق جایگزین باخشی و اوزان در آذربایجان گردید. اعتقاد به اسلام علوی کمک بسیاری به این دگردیسی کرد بطوریکه فقط ترکان آنادولو و آذربایجان به این دگردیسی تن داده و استفاده از لفظ عاشیقی را بجای اوزان و باخشی انتخاب کردند حال اینکه هم نژادان ترکمنشان که معتقد به مذهب حنفی بودند بر استفاده از لفظ باخشی اصرار ورزیدند.

در سنت عاشیقی شکل داستانها همچون کتاب دده قورقود هم بر پایه نظم است و هم بر پایه نظم. داستانهای شاه اسماعیل، عاشیق قریب، کوراوغلو، اصلی کرم، اشعیق والئح و دهها داستان طویل دیگر شکلهای امروزین داستانهای عاشیقی است که در مراسمات مختلف نقل می گردد.در طی تاریخ عاشیقهای زیادی نیز بر خزینه این هنر افزوده اند مانند: شاه اسماعیل، کوراوغلو، یونس امره، عاشیق قوربانی، پیر سلطان ابدال، خسته قاسیم، عاشیق عابباس توفارقانلی، عاشیق علعسگر وعاشیق درویش و عاشیق دهقان از روستای ایگدیر اورمیه و دهها عاشیق بنام دیگر.

علیرغم افول بسیاردر ماهیت و اجرای این هنر، صنعت عاشیقی با امیدی به آینده به حیات خود ادامه می دهد چرا که می داند تا زمانی که حتی یک ترک باشد هنر عاشیقی نیز وجود خواهد داشت. ۱۷ دی ۱۴۰۲

. https://t.me/melikzadeh

توضیح مدیر وبلاگ

باخشی =روحانی

زبان فارسی

چگونگی رسمی شدن نیم زبان فارسی در ایران از منظر اساتید مصری
يكي از اساتيد دانشگاه تعريف ميكرد كه يك روز در محضر استاد مصري " ناصر حامد ابوزيد" بوديم؛ وي به شاگردان خود توصيه ميكرد كه اگر روشنفكران مصري نبودند مصر هم زبان خود را مثل هند و إيران از دست ميداد [اشاره دارد به رسمی شدن زبان انگلیسی در هندوستان و نیمزبان فارسی در ایران]؛ وي به شاگردان خود توصيه ميكرد كه حواستان جمع باشد و وضعيت تورك هاي إيران را ببينيد و درس عبرت بگيريد!
تاريخ معاصر ايران با ده ها امپراطور تورك به جايي رسيده كه تازه از راه رسيدگان پارسي مالك مملكت شدند؛ انگلستان كه با سربازان هندي پارس زبان از جنوب حمله كرده بود تا إيران را بگيرد ولي با مقاومت قشقايي ها روبرو شد و تا اينجا نامي از سرزمين و يك نفر پارس نبود ولي انگليس پس از شكست، سربازان پارس هندي را كم كم در ايران مستقر كرد و بعدها با جنگ نرم إيران را گرفت.
يكي از دانشجويان سوال از تخت جمشيد كرد ،استاد فرمود كه هيچ تاريخي از پارسيان در ايران نيست و تاريخ و تاريخ سازي بدون دليل و منطق و مدرك قصه اي بيش نيست،در ايران تمام مناطق اسامي توركي دارند،هرچند سعي در عوض كردن نام اماكن توركي حتي در روستاهاي تورك نشين كرده و مي كنند.
پارس ها نام اماكن تاريخي ايلامي را به نام خود ضبط كرده و قبر مادر سليمان را قبر داريوش گذاشته اند، تخت جمشيد براي ايلامي هاست و ه‍يچ مدركي از پارس در آن منطقه نيست و استوانه و كتيبه ميخي متعلق به ايلامي ست و هيچ اثر پارسي حتي يك ميخ به نام پارس ها در ايران نيست ولي در عوض تمام اماكن ايران به نام هاي توركي مي باشد از تنگه " گن بورون " و در تمام شهرهاي ايران و حتي مكان هايي كه در حيطه جغرافياي ايران است.
آقا محمد خان قاجار كه شاهد نفوذ سربازان پارس زبان هندي بود شروع به پاكسازي ايران از سربازان هندي كرد كه متعصفانه عمداً به كشتار مردم كرمان تحريف شده است. وي همچنين اظهار ميكرد كه تمام نويسندگان و شعراي پارسي آن هم پس از ورود إسلام به هند در حوالي منطقه خراسان امروزي و افغانستان بوده است و اندك شاعراني در منطقه شيراز كنوني بوده اند كه باز صحبت از منطقه يا شهري به نام پارس نكرده اند.
به نقل از كتاب خاطرات "دکتر حسين فهيمي "

جلیل محمد قلی زاده

امروز ۴ ژانویه(۱۴ دی‌ماه)؛

جلیل محمدقلی‌زاده نویسنده، روزنامه‌نگار، متفکر و شخصیت بزرگ آزربایجان که در میان مردم به «میرزا جلیل» مشهور بود، ۹۲ سال پیش در چنین روزی دیده از جهان فروبست.

جلیل محمدقلی‌زاده در سال ۱۸۶۶ در ولایت نخجوان زاده شد. پدرش محمدقلی نام داشت و خانواده او اصالتاً از آزربایجان جنوبی بودند و جدش حسین‌علی بنا از خوی به نخجوان رفته بود.

انتشار ملانصرالدین مهم‌ترین کار فرهنگی او بود و دشمنان زیادی از مستبدین و ملایان برای او ساخت. روزنامهٔ ملانصرالدین نوشتارهایی روشنفکرانه و اصلاح‌طلبانه داشت و این امر باعث شد تا مسلمانان به تکفیر و آزار مدیر، کارکنان و حتی فروشندگان آن دست بزنند.

جلیل محمدقلی‌زاده در سال ۱۹۲۱ میلادی به‌قصد اقامت دائم به آزربایجان جنوبی آمد ولی پس از یک سال اقامت در تبریز، با شکل‌گیری حکومت ملی آزربایجان و به دعوت سران حکومت به باکو رفت. در طول اقامت در تبریز و به یاری روشنفکران شهر، انتشار مجلهٔ ملانصرالدین را ادامه داد و نمایشنامهٔ «مرده‌ها» را به روی صحنه ‌آورد.

فیلم سینمایی «غم پنجره‌سی» از روی زندگی جلیل محمد قلی‌زاده ساخته شده است.

فیلم سینمایی «غم پنجره‌سی» به کارگردانی آنار ریضایئو در سال ۱۹۸۶ با الهام از نمایشنامه «داناباش کندی‌نین احوالاتلاری» اثر محمد جلیل قلیزاده، وقایع دوران کودکی «میرزه جلیل» را به تصویر می‌کشد.

جلیل محمدقلی‌زاده نویسنده، روزنامه‌نگار، متفکر و شخصیت بزرگ آزربایجان که در میان مردم به «میرزا جلیل» مشهور است، بنیان‌گذار مجله « ملانصرالدین» اولین مجله مصور آذربایجان می‌باشد که اولین شماره آن در ۷ آوریل ۱۹۰۶ در تفلیس منتشر شد.

مجله ملانصرالدین که برای زمانه خود بسیار انقلابی بود نه‌فقط در مورد مسائل ژئوپلیتیک مهم منطقه و زمانه بلکه در مورد موضوعات حساس اجتماعی مثل حقوق زنان و یا تجدد غرب گرایانه نظر می‌داد و باشهامت و زبانی تند مذهب، روحانیت، اقلیت صاحب قدرت و حتی تزار روسیه و شاه ایران را به سخره می‌گرفت.

مجله ملانصرالدین برخلاف سایر جراید آن زمان آزربایجان که به‌شدت تحت تأثیر زبان تورکی استانبولی، روسی و یا فارسی بودند، به زبانی صریح و مستقیم، آزربایجانی‌های کم‌سواد و تحصیل‌نکرده را مورد خطاب قرار می‌داد که درک کاریکاتورهای آن را بسیار راحت می‌ساخت.