میر مهدی اعتماد ناطق

یاشار عالمده آسوده ولی آزاد اولان ملت

تاپار دونیا بویو عزت گر اولسا جان فشان ملت

حقوقون بیلمه یین انساندا روح اولماز ؛ حیات اولماز

قالار دائم قاپاز آلتیندا اولماز کامران ملت

آزادلیق روحونون الهامین آل سرو خوراماندان

آزادلیقدان اوجالدیب دیر سمایه باش عیان ملت

قلم آزاده ؛ دیل آزاده؛ سوز آزاد اگر اولسا

اولار گویلرده؛ دریالرده قطعا حکمران ملت

وطن پرور لیکین آثارینی تک لفظ ده بیلمه

گرگ وئرسین بو یوللاردا بویوک بیر امتحان ملت

ترقی ایسته ین بیر کشورین سرمایه سی جان دور

گرگ دیر کی نثار ائتسین بو یولدا باش و جان ملت

آزادلیق امتحانین وئردی آذربایجان اول

ولی آخر ازیلدی اهل آذربایجان ملت

جفا چکدی داغلیدی؛ وئردی مینلر قوچ؛ قوزو قوربان

اوزو بیر گولمه دی عومرونده بو بی خانمان ملت

اولنلر اولدو قورتاردی قالانلار اولدو بی چاره

بیری غربتده جان وئردی بیری زنداندا جان ملت

ائله بیر ظلملر باش وئردی استبداده مین رحمت

دئسم اولموش جنایتدن اولار بیر داستان ملت

یئنه بیر عده خائن قویمور آسوده نفس چکسین

سئویر بو گولشنین سولسون گولو اولسون خزان ملت

بونو بیلمک گرک زجر و شکنجه پایدار اولماز

مبارز شخص لر قورخماز اولومدن هئچ زامان ملت

اگر ظلمون توپو وار گولله سی وار قلعه سی وارسا

بیل حاقیندا بوکولمز قوللاری اولماز نهان ملت

گلر بیر گون طبیعت محو ائدر خائنلری جمعا

اولار ایران آذربایجان بیر گولوستان ملت

دونر بو شانلی یوردوم روضه ی رضوانه هر یئرده

عدالت پرچمینده بسط اولار امن و امان ملت

او گون من اولماسام بو خادمی سن گل او گون یاد ائت

مزاریمدا سعادت گونلرین ایله بیان ملت

حقیقت بیزده؛ قان بیزده؛ شجاعت بیزده؛ گوج بیزده

یازیلمیش طالعینده قهرمان ائل- قهرمان ملت

وطن شیرین دور فرهادی یم منده بو شیرینین

بو عشقیمدور کی اولموش هر زمان ورد زبان ملت .

در تاریخ مشعشع آذربایجان مردانی بوده و هستند که تاریخ به وجود آنها مفتخر است.یکی از بزرگانی که هنوز با گذشت بیش از 110 سال از تولد وی باز نامش زنده و جاوید است؛ مرحوم سید مهدی اعتماد ناطقی می باشد. وی معارف پروری بود شاعر و شاعری بود معارف پرور که متاسفانه همت دومی اش در محاق مانده است. این مرد ادب پیشه به روایتی در سال 1277 و به روایتی دیگر 1279 شمسی در خانواده سید محمد اعتماد ناطقی در محله ی معروف خیابان در شهر تبریز دیده به هستی گشود و تحصیلات خود را در مکاتب سنتی و قدیمی تبریز مانند مکتب آخوندی ملایوسف و سپس مکتب تقریبا نوین میرزا ابوالقاسم آغاز؛ سپس در مدرسه معروف آن روزی تبریز یعنی طالبیه مشغول به فراگیری علوم دینی متداول می شود.

وی در کنار تحصیل علوم حوزه وی از مطالعه و تحقیق در زمینه ادبیات نیز غافل نمی شود. خود وی زمانی در جایی در مورد زندگی پرفراز و نشیبش چنین گفته بود : " زندگی من پیوسته با پیش آمدها و حوادث ناگوار همراه بوده است و باید گفت عمری سخت؛ دردناک و پرآشوب گذرانده ام با اینهمه خدا داند که کمتر در اندیشه خود و کامیابی خویش بوده و بلکه همیشه خدمت به خلق را دیباچه ی کار و سرآمد افکار خود قرار داده و تا بوده ام سعی کرده ام که پندار و گفتار و کردار خود را آنچه که ندای وجدانم به من امر می کند تطبیق دهم. "

مرحوم استاد رضا امین سبحانی صاحب کتاب ارزشمند تاریخچه و وجه تسمیه مدارس تبریز ؛ راجع به مدرسه ای که زنده یاد اعتماد تاسیس کرده بود می نویسد که : "  ... در سال 1296 شمسی (1335 قمری) آقای سید مهدی اعتماد ناطقی مدرسه ی اعتماد را در دیکباشی راسته کوچه تاسیس کرد و تا سال 1306 اداره ی آن را خود به عهده داشت و در این سال آقای اعتماد مدرسه را به آقای جواد اقتصاد خواه واگذار کرد. به تدریج به تعداد دانش آموزان افزوده شد و در همان سالهای اول محصلین این مدرسه در امتحانات نهائی 6 ساله ی ابتدائی شرکت کردند. در سال 1312 امتیاز وزارتی بنام آقای اقتصاد خواه صادر گردید و مدرسه کماکان به صورت 6 کلاسه اداره می شد. در سال 1314 مدرسه اعتماد به دبستان ملی انوری موسوم گشت.

در سال 1316 اجازه ی تاسیس دوره ی اول دبیرستان صادر شد ولی بیش از یکی دو سال کلاسهای دبیرستان دایر نبود و از سال تحصیلی 1333-32 مجددا کلاسهای دبیرستان دایر شد. دبیرستان فعلا در بازارچه ی شتربان دایر است و در 6 کلاس دبستان و 3 کلاس دبیرستان قریب به 475 نفر به تحصیل اشتغال دارند. از اقدامات مفید این دبیرستان کلاسهای سالمندان است که از سال 1331 به همت رئیس دبیرستان و اهالی خیر محل دایر می باشد و رایگان به تعلیم بی سوادان همت می گمارند...

زنده یاد اعتماد در تاریخ 7/3/1360 به دور از وطن خود در تهران پس از تحمل مدتی نسبتا طولانی با امراض مختلف ؛ دار فانی را وداع و در همانجا با خاک هم آغوش می شود .

اعتماد شاعر :

 مرحوم اعتماد طبع موزونی داشت و چون به سه زبان زنده یعنی ترکی ؛ عربی و فارسی آشنائی کامل داشت لذا در این زبانها دارای اشعار متعددی می باشد که پاره ای از آنها چاپ شده اند . این شاعر والامقام در سالهای 1324-1325 یعنی زمان حکومت ملی آذربایجان در تبریز رئیس انجمن ادبی یا به عبارتی همان شاعیرلر مجلسی شده و از جوانانی که به آنجا می آمدند و تازه قلم به دست می گرفتند کمک و دستگیری می فرمود . این سالها ؛ سالهای اوج شکوفائی مرحوم اعتماد بود . ایشان تقریبا از سال 1320 که مطبوعات ترکی نشر می شدند منجمله وطن یولوندا ؛ آذربایجان ؛ خاور نو ؛ شفق ؛ یئنی شرق ؛ آزاد ملت ؛ گونش و ... با آنها همکاری می نمود و حتی به پاره ای از اشعارش موسیقی نیز گذاشته شده که معروف ترین آنها ترجمه و یا به عبارتی بازسازی تصنیف معروف مرغ سحر بود .در لابه لای آثارش مشاهده می گردد که به موسیقی نیز علاقه مند بوده و گاهی اوقات تصانیفی نیز می ساخت که پاره ای از آنها مورد استفاده موزسین های بزرگ آذربایجانی و ایرانی قرار گرفته اند . به عنوان مثال وقتی که وی سرود معروف مرغ سحر را می شنود صبرو قرارش را از دست داده ؛ منقلب می گردد و با خود می گوید که چه می شود که چنین سرودی زیبا را نیز در زبان ترکی داشته باشیم ؟ طولی نمی کشد که وی آن را به ترکی سلیس و روان برگردانده و در اندک مدتی به توسط دهها خواننده نامدار خوانده شده و مورد توجه واقع می گردد . البته بعضی ها معتقدند که این تصنیف معروف را وی ترجمه نکرده ؛ بلکه بر همان آهنگ شعر ترکی سروده که با شعر ملک الشعرای بهار تفاوت اساسی دارد . در موضوع بهار آزادی و تحقق عدالت سروده شده است .که با توجه به خاستگاه آهنگساز و شاعر ترکی اثر می توان این اثر را یک موسیقی کاملا آذربایجانی قلمداد کرد و این موسیقی در زمان وقوع و پیروزی حرکت ملی آذربایجان وصف حال آن روزی مردم آذربایجان می باشد . آن ترانه زیبا  را به اتفاق می خوانیم :

گلدی باهارین صفاسی

گلدی باهارین صفاسی

عالمی توتدو ضیاسی   

صحن گولوستاندا اوجالدی ؛ بولبول شیدانین نواسی

بالام هئی نواسی ؛ گولوم هئی نواسی

سنده چیچک لندیر حیاتین باهارینی

گل اوخو بولبول تک آزادلیق شعارینی

محو ائله هر یئرده ستم روزگارینی

بالام اول سعادت ؛ گولوم آل سعادت

=+=

دینله بولبولون سسینی

قهرمانلیق نغمه سینی

روحا وئر شن سسین له طراوت(2)

گولوم هئی طراوت ؛ بالام هئی طراوت

یوخ عزیز بیر شئی وطندن

قوو بوتون خاری چمندن

قیرماسین بیر چیچک یاسمندن

صحن گولوستانیمیزا اسمه سین خزان

بایراغیمیز دالغالانیب سورسون حکمران

ظلمدن عالم ده گرک قالماسین نشان

کاینات دا حوکم سوسون تک عدالت

محو ائدیلسین یئر اوزوندن هر خیانت

بالام هر خیانت ؛ گولوم هر خیانت . 

در زمان حکومت ملی آذربایجان وی رئیس اداره ثبت تبریز شد و آنچه در توان داشت مخلصانه در طبق اخلاص نهاد . شاید به جهت این صداقتها بود که پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان وی از طرف شاه به دو سال حبس و تبعید از آذربایجان مجبور گردید !!! در فرجام این اندک به شعری از صاحب ترجمه که یادگار مانده از این شاعر نسبتا مجهول القدر تمثیل می جوئیم که به نظر می رسد به تاسی از شاعر والامقام آذربایجان میرزا علی اکبر طاهر زاده ( صابر شیروانی ) سروده است :

گئت آدامین تانی

لای لای دئمه ملت آییلیب دیر داهی یاتماز

اللشمه بئله هئچ کیم حیاتین سنه ساتماز

من مرد اوغولام بیل کی ؛ قانیم پاک و تمیز دیر

بیر کس او کثیف قانیوا اوز قانینی قاتماز

بیهوده منه سویله مه ال چک بو ائلیندن

غیرتلی اولان طایفا- تیفاغین ائلین آتماز

من عاشقیم سئوگیلیمین عشقی یولوندا

بیر عشق بو عالمده منیم عشقیمه چاتماز

بو یولدا چیغیرما؛ اوزوو زحمته سالما

بیر کس ده اگر یاتسا؛ سسین کالدیر اویاتماز

هر کیم کی سالار ملتینی درد و بلایه

گر معرفتی اولسا باشین بیرده اوجالتماز

ساغ کوندومه کئچدیکده یئدین یاخشی الیمدن

دونیا بویو درمان اولا بو دردی ساغاتماز

من اعتمادین فکرینی بیر پایه ده گوردوم

بو عشقدن اوزگه نه دئسن بئینینه باتماز

در جایی دیگر سروده اند :

عشق اولماسا غم هجرانه یئتیشمز

وصل ایسته مه ین سئوگیلی جانانه یئتیشمز

گئت عشق اودونا یانماغی پروانه دن اویرن

بو یولدا آزان شمع شبستانه یئتیشمز

من عاشق نالان کیمی بو یولدا سوروننه م

هیهات کی آهیم اودو کیوانه یئتیشمز .

آثار مرحوم اعتماد ناطقی :

 1- چارشنبه بازاری : چارشنبه بازاری که در 32 صفحه بارها چاپ گردیده است. در این کتاب شاعر آداب و رسوم مراسم چارشنبه سوری را در آذربایجان به زبان مادری اش به طرز بسیار زیبائی بیان داشته و شاید از آنرو بود که بارها مورد استقبال واقع گردیده است.

2- بدرقه الصبیان : نسخه ای از این جزوه در تملک راقم است که تاریخ چاپ آن 1364 قمری و نوبت چاپ آن پنجم می باشد. در شناسنامه کتاب در مورد این اثر نوشته شده است که – تعلیم این وجیزه از نقطه نظر دیکته نویسی و مزید بصیرت نو باوگان وطن عزیز بسی سودمند و حایز اهمیت است. کتاب فوق الاشاره اشعاری بصورت ملمع از صاحب ترجمه به یادگار مانده که ابیاتی از آن تقدیم می گردد.

از پریشانی به دل دارم هزاران التهاب

اشگ خون جاری کنم پیوسته مانند سحاب

از پس گمگشته کنعان وار نالم روز و شب

با که نقد جان ببازم یا بگردم کامیاب...

معنویت از میان مردمان معدوم شد

عاطل و بی بهره اند از حیله ی خیر و ثواب

معنی ان الذین امنو را مدعی

وز کلو امما حلالا طیبا در اجتناب

بیرق کفر و ضلالت هر کجا بینم بپای

ای دریغا کو ببیند حضرت ختمی مآب

وقت لایبقی من الاسلام الا اسمه است

می نباید گفتن ای دل انه شی عجاب

داده از وضع زمان یومنا هذا خبر

آن امین وحی داور حامل ام الکتاب ...

بار آلها اعتمادم جزء بالطاف تو نیست

روسیاهم عفو کن در موقع یوم الحساب

3- میزان الانشاء – در اصول انشاء و نامه نویسی و قواعد آن در زمان حیات مولف بیش از 6 بار تجدید چاپ شده بود.

4- هدایت الکلام – در علم تجوید که تاکنون چهار مرتبه به طبع رسیده است.

5- ذخیره المعاد – در اعمال ماه مبارک رمضان که بیش از 3 مرتبه چاپ شده.

6- دیوان اعتماد بنام شانلی آذربایجان. این اثر ترکی شاعر نیز در سالهایی که حکومت ملی در آذربایجان بود چاپ شده است .

7- مناظره ادبی موسوم به سماوریه – این کتاب اولین اثر منظوم صاحب ترجمه است که گویا آنرا به تاسی از شاعر گمنام آذربایجان ملا جواد مذنب به صورت طنز در ایام جوانی سروده است.

8- برگ سبز – راجع به میلادهای پیشوایان اسلام است که بارها چاپ گردیده است.

9- نصاب اعتماد – این اثر چنانکه از نامش پیداست یکی از آثار شناخته شده مولف است که در زمان رژیم مستبد شاه با مقدمه ی فاضلانه مرحوم نصرت الله فتحی چاپ و نشر گردیده بود. نصاب یاد شده در سال 1380 شمسی به اهتمام دکتر حسین محمدزاده صدیق در منظری زیبا در 152 صفحه و در تهران تجدید چاپ گردید.

10- الفباء جدید – این کتاب درسی که به زبان ترکی نوشته شده در سال 1305 در تبریز چاپ گردیده اما متاسفانه بعدها نتوانسته توفیق چاپ یابد.

11- قورخولو تهران – دفتری دیگر از اشعار سیاسی مولف است که در سال 1325 به زبان مادری اش سروده و چاپ گردیده است.

12- گول غنچه سی – این دفتر نیز شامل اشعار سیاسی شاعر است که در طی چند سال به نظم کشیده است.

13- گلین لر بزه گی – یکی از پرخواننده ترین کتابهای ترکی در قرن اخیر است که توسط شاعر مورد بحث ما سالها قبل به رشته نظم در آمده است. مرحوم اعتماد در این اثر خود آداب و رسوم جشن و ازدواج و مراسم عروسی را در این خطه به طرز زیبائی به تصویر کشیده. گویاترین بیت وی در این منظومه چنین است.

ائولنمگی آسان ائله ین نسل چوخ اولسون

دوغسون آنالار توپراغیمیز مرد ایله دولسون

یکی از چاپهای جیبی آن که در سال 1336 به چاپ رسیده به نظر رسیده و چاپ آخر این مجموعه ی فولکلوریک به کوشش استاد یحیی شیدا ادبیات پژوه آذربایجانی در سال 1360 به توسط نشر ارک تبریز در 104 صفحه چاپ گردید.

14- و ..

منبع.سایت رضا هنراز

میخائیل چاکیر

آپلود عکس

میخائیل چاکیر (۱۹۳۸-۱۸۶۱)

ناسیونالیست تورک (مسیحی) که زندگی خود را وقف بیداری شعور ملی و تبارشناسی تورکهای گؤک‌اوغوز (گاگائوزیا / گاگائوز-ائلی) کرد.

وی یک تورک مسیحی و کشیش و همچنین مربی، نویسنده، فعال فرهنگی، شاعر و مورخ و نویسنده ۳۴ کتاب و مخصوصا کتاب "تاریخ و ویژگی‌های قوم شناسی گاگائوز" بود.

او همیشه تاکید داشت که اگر گؤک‌اوغوزها زبان تورکی خود را از دست بدهند، تورک بودن خود را نیز از دست خواهند داد.

بهمین خاطر، او روستا به روستا می‌رفت و به کودکان و جوانان تورک زبان تورکی آموزش می‌داد. این سعی و تلاشها به مدت ۴۰ سال بدون وقفه ادامه یافت.
وقتی متوجه شد که نمی‌تواند تمامی روستاها را بگردد، در سال ۱۹۳۱ از حمدالله صوبحی تانری‌اؤوئر سفیر ترکیه در بخارست کمک خواست.

این درخواست کمکِ  میخائیل چاکر توسط آتاتورک بی‌پاسخ نماند.

بلافاصله ۳۰ معلم برای آموزش زبان تورکی به منطقه اعزام شدند، ۳۰۰ جوان گؤک‌اوغوز برای تحصیلات دانشگاهی به ترکیه آورده شدند و میخائیل چاکیر نیز نشان شایستگی بخاطر خدمت به زبان تورکی را دریافت کرد.

یاشار نبی نیر شاعر و نویسنده‌ی تورک مقدونیه‌ای در سفر خود به بالکان به سال ۱۹۳۶ در کیشینف پایتخت مولداوی در خانه میخائیل چاکیر مهمان بود و در کتابش بنام "بالکان و تورکی" (آنکارا ۱۹۳۶) از او و تلاش‌هایش برای فراموش نشدن و ارتقای فرهنگ و زبان تورکی بسیار صحبت کرده است.

امروزه اگر زبان و فرهنگ تورکی در مولداوی و جنوب شرقی اوکراین و بین تورک‌های مسیحی به حیات خود ادامه می‌دهد مدیون تلاش‌های میخائیل چاکیر است.

به خاطر زحمات و تلاش‌های وی در راه اعتلای زبان تورکی در گاگائوزیا، سال ۲۰۱۱ از طرف رئیس جمهوری خودمختار گاگائوزیا سال میخائیل چاکیر اعلام شد.